عید غدیر93

ای دل ز ولایت علی شادی کن / احساس غرور و فخر و آزادی کن
با دسته گلی پر از درود و صلوات / از روز غدیر و شادی اش یادی کن
سلام سادات کوچولوی خونه ی ما
عزیزم امسال عید غدیر مهمونای عزیزی داشتیم که شما هم خیلی دوسشون داری...
عید امسال تاریخ دوشنبه 21 مهر بود.
آقا مجید و آقا مجتبی (پسر عمه و پسر عموی بابایی) با خانماشون از تهران اومدن قم خونه ی ما و قدم رو چشمای ما گذاشتن.
و ما هم عموسیدابوالفضل و زن عمو و سیدصادق هم دعوتشون کردیم..
خلاصه دخترم افتخاری بود که روز عید سادات چند تا سادات مهمون خونه ی ما باشن.
بیا حساب کنیم ببینیم چند تا سادات خونمون بودن.. عموسیدابوالفضل _ سیدصادق_ آقاسیدمجتبی_ بابا سیداحمد و سادات کوچولوی من.. واااااااااااااااااااااااااااای پنج تا سادات واقعا که افتخاری بود برای من

امسال دوستای بابایی هم برای تبریک عید اومدن خونمون.
خدایا شکرت که تونستم عیدی بزرگی تو این روز عزیز بگیرم... 
تو مهمونیا معمولا زحمت عکس و فیلم گرفتن میفته گردن عموسیدابوالفضل.. البته فکر کنم خودشم دوست داره عکسای خوبی هم میگیره فقط مشکل اینجاست که عکسی از خودش نداریم همیشه در پشت صحنه فعالیت میکنه.
نوبت رسید به عکسا

فــــــدات شـــــم ســـاداتــــــــــــــــــــــم

حدیثه سادات در انواع مختلف 



ناهار چی خوردی صورتت کثیف شده؟؟؟؟؟؟ 

چی خوردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

قربون اون صورت ماه نشستت برم 

دست با پاهات نزن

دختر عمو پسر عمو رو 

انگاری اومدن آتلیه 


ول کن هم نیستن 


خب بالاخره تموم شد رسیدیم به سیدصادق جیگر زن عمو

آخی چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا کشتیات غرق شده؟؟

رسیدیم به مهمونای عزیزمون.. آقا سیدمجتبی پسر عموی بابایی

آقا مجید پسر عمه ی بابایی 

و اینم حدیثه سادات و باباش

روز خوب و عید به یادموندنی بود. انشاالله به مهمونامون هم خوش گذشته باشه.



عید غدیر93
